ا
اول شخص غایب ۱۳ سال پیش
پیام

*دیالوگهای اول شخص غایب با خدا*
من:خدا؟؟این تار موی سفیدو میبینی؟همین دیشب از لابلای موهام کندمش داری میبینیش؟؟
خدا:... :(
من:جواب منو بده.
خدا:آره میبینمش ولی....
من:خودت بگو من چند سالمه؟؟؟
خدا:20 سالته عزیزم ولی....
من:تو 20سالگی موی آدم سفید میشه؟؟؟
خدا:نه عزیزم.ولی....
من:اینا تاثیر بلاهایی که سرم اومده اگه تو نمیخواستی هیچکدومش پیش نمیومد.
خدا:میدونم عزیزم ولی....
من:(با فریاد)ولی چی خدا؟؟؟؟؟
خدا:عزیزم آدما میگن اگه تار موی سفیدو بکنی زیادتر میشه.چرا کندیش؟؟
من:.... :(تو واقعا مهربونی خدا.منو ببخش.
لایک=میذاشتی حرفشو بزنه بعد داد میزدی بی معرفت

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.