سـلـام بـچـه هـا
مـن دیــروز داشـتــم ایـبـوک بــهـمـن ماهـو مـیــخـونـدم آخـه تـو مـاه بـهـمن نرسـیــدم به سـایــت سـر بـزنــم کـلـی بـا پـسـتـاتـون حــال کـردم مـیـخـونـدم مـیـخـنـدیدم تو بـــخـش خـاطـرات خـنده دار بـودم رسیـدم به یه پسـتــی مـال فانـی بــود دربـاره پـدرش (اگه ویژه "فانی" رو جستوجو کنین پیداش میکنین)،خـیـلــی حـالـمــو گـرفـت با ایـــنـکه داشــتـم از پـسـت بـچه ها مـیـخـندیدم یــه دفـعــه بـدجـور رفــتـم تـو خـودم و گوشـیـمو انـداختم کــنـار و رفـتـم تـو فـکـر،واقـعـا گـریـــم گـرفت تا حالـا پــست خیلـی از بـچه هـایـی که پــدر یا مـادرشـونـو از دسـت دادن خـونـدم خـیـلیم ناراحـت مـیـشدم اما ایــن یـکی خیلی روم تاثــیـر گـذاشـت هـم واسـه فـانــی نـاراحـت شـدم هم واســه هـمـه اونــایی ک بخدا اسـمـشـون یـادم نـیس ولــی پستاشونو دقیــقا یادمه ناراحـت شـدم تــا آخـــر شــب تو فکر بـودم نـمـیدونم چـــرا ولـی در حدی واسـم ناراحـت کنـنده بود که حتــی چـن تا اشکم ریختم واسه خــودم عاقـبــتم واس بچه ها واسه هـمه چی،بـاورم نـمیــشه این پـست انقد روم تاثیر بذارع که برا همه چی گریـه کنــم خیلی وقت بود گریــــه نکرده بودم ولی دیــشـب واســه هـمـه چی گریــه کــردم از عاقـبــت خودم گرفتــه تا سرنوشت تلخ بعضیا،خلاصــه از فــانـی خیلی تشکــر میکنم یه خواهـش ازش دارم اگه هنـو تو سایـت هس خودشـو واسم بـیـشتر مـعرفی کنه لـطـفـا؟مـمـنون میش�