سلام به برادر بزرگترم امیر طاها.
من کمتر از این حرفام که بخوام نصیحت کنم.فقط تجربه ی خودمو میگم.
شاید به خاطر اعتماد نبوده.یه وقتا انجام دادن یا انجام ندادن یه کار به خاطر بی اعتمادی نیست.
من دخترم میفهمم.این فقط نگرانیه نه بی اعتمادی...
من این جمله ی بی اعتماد بودنو توی همین هفته چند بار شنیدم ولی نتونستم ثابت کنم کارم به خاطر بی اعتمادی نبوده و فقط نگرانم.یه نگرانی که به خاطرش شبا خوابم نمیبره اصلا. ولی چه میشه کرد جز صبر؟
به خدا سپردم...
شما هم به خدا بسپر و به حرفام فکرکن و یه درصد احتمال نگرانی بذار فقط همین.ممنون که بهم اجازه ی دخالت دادین.
امیدوارم عاقبت به خیر باشید و به زودی اشتی کنید.
واسه دل غصه دار منم دعا کنید. . .