*از شما چه پنهون*
میدونست مشامم خیلی تیزه!
نصفه شب وقتی میخواست بیدارم کنه برا نماز شب,مشتشو پر از یاس میکرد و میگرفت جلوی صورتم.
با عطر یاس بیدار میشدم!
یاسها رو میریخت تو جانمازم.
منتظر میموند وضو بگیرم.
اصرار داشت با هم قامت ببندیم. . . .
لایک=بغض نکن!
باغ خدا هم یاس داره!