این روزا وضعیت پاتوق شده یکی بود یکی نبود اول قصه ها :ما که دستمون کوتاهه ایساله نرمین خودش خوش خبر بیاد
وویژه تک سوار تنهایی و همه تازه واردا مثه خودم:
بچه ها ما پاتوقیا شاد نیستیم ما هم درد داریم از تنهایی پناه میاریم به دنیای مجازی هر کدوم داستان خودمونو داریم اما میدونین چرا اینجا شاده؟درایت و فهم خانوم صادقی مسول به روز رسانی...منم وقتی اومدم پاتوق اومدم دنبال اینکه درد دل کنم اما دیدم فایده نداره گفتن از غم فقط کسالت میاره و حجمشو زیاد میکنهمنم احساس میکردم کسی تحویلم نمیگیره تا اینکه الناز جوون اومد گفت برا بچه ها پست بزار تا برات بزارن الان دیگه روزی دو سه تا پست از بچه ها دارم به عشق اینکه جوابم بدن پست میزارم.ما هم لحظه هایی داریم که غم و غصه مون زیاده میایم پاتوق مینویسیم تا سبک شیم اما خانوم صادقي عزیز میدونه احساسات اون لحظه سنگین بوده و با نوشتنش اندازه خودمون سبک شدیم واسه همین با عنوان غم وغصه تایید نمیشن که من که فرداش که میام میبینم خوشال میشم چون دلم نمیخاد جو پاتوقو به هم بریزمو تشویق میشم پست شاد بزارم واسه این میگم از درایتشونه که اینجا با این همه آدم غصه دار شاده تو هم بمون بین ما غما رو وللش پشت سر بزار...ممنون که خوندی پستو