م
مرضيه (دلشكسته) ۱۳ سال پیش
پیام

***براي مادرم***
مادر عزيزم آنروز كه از خانه رفتي و گفتي زود برميگردم نميدانستم زود يعني هرگز!!!!!!!!!
تو رفتي اما نه به خانه ات، رفتي به كما و ديگر هرگز به خانه برنگشتي
تو رفتي به زير خروارها خاك و من از آنروز تا بحال در حسرت يكبار ديگر ديدنت و بوييدنت سوختم.
مادرم بي تو دلگيرم و آواره
چگونه در باورم بگنجد كه ديگر نيستي و چگونه تحمل كنم درد نبودنت را فراق دستهايت را و جاي خالي شانه هاي مهربانت را
مادرم اي عزيزتر از جانم دلم براي تمام نگاههايت گرمي آغوشت و خنده هاي مهربانت تنگ شده
ايكاش روزي كه رفتي مرا هم با خود برده بودي
روز مادر بار ديگر در حسرت نبودنت خواهم سوخت

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.