***براي مادرم***
مادر عزيزم آنروز كه از خانه رفتي و گفتي زود برميگردم نميدانستم زود يعني هرگز!!!!!!!!!
تو رفتي اما نه به خانه ات، رفتي به كما و ديگر هرگز به خانه برنگشتي
تو رفتي به زير خروارها خاك و من از آنروز تا بحال در حسرت يكبار ديگر ديدنت و بوييدنت سوختم.
مادرم بي تو دلگيرم و آواره
چگونه در باورم بگنجد كه ديگر نيستي و چگونه تحمل كنم درد نبودنت را فراق دستهايت را و جاي خالي شانه هاي مهربانت را
مادرم اي عزيزتر از جانم دلم براي تمام نگاههايت گرمي آغوشت و خنده هاي مهربانت تنگ شده
ايكاش روزي كه رفتي مرا هم با خود برده بودي
روز مادر بار ديگر در حسرت نبودنت خواهم سوخت