«دخترانه»
گاه می اندیشم به آن «چکاوک» که «شوق پرواز» داشت
و گاه خیره می شوم به «گل قالی» توی اتاق
کنار پنجره می ایستم به یادت
«بهار» پشت پنجره ام خانه کرده است
نگاه میکنم به شکوفه های درخت « SIB» توی حیاط
و به « khale sooske » ای که کنار «بهارنارنج» نشسته است
« negin » انگشتری مادر�
گرمای «آتییییش!» توی بخاری
«آلوچه» ای که به دهان میگذار�
حتی تصویر « Memoll koochooloo » که زمانی پای ثابت نقاشیهای خواهرم بود
مرا به یاد تو می اندازد
(ای 4 جوک... خلاصه بدجور ما رو معتاد خودت کردی. با پوزش از گل دخترایی که نتونستم اسمشونو با این نوشته جور کنم. ایشالا بعد...)