خط خطي هاي no love:
شب شده من نمی خوابم اما
خانه مان کاملأغرق خواب است
ساعت روی تختم درست است
تیک تاک دل من خراب است
شب شده من ولی توی فکر�
فکر درهای بازی که بست�
شب شده،منتها خسته از شب
پاشدم در اتاقم نشست�
پیش چشمان خواب متکا
غصه های خودم را شمرد�
دردهای دل کوچکم را
من به دست متکا سپرد�
او ولی پنبه در گوش خود داشت
حرف های دلم را نفهمید
هیچ اشکالی اصلأندارد
لااقل او به حرفم نخندید
ای خدا!چشم های متکا
مثل شب های دیگر خسیس است!
چشم های من خسته اما
پرشد از حرف هایی که خیس است...