م
مرضيه (دلشكسته) ۱۳ سال پیش
پیام

روزهاي كودكي يادش بخير
غصه هاي آبكي يادش بخير
آتشي سوزاندن و پنهانكي
نيشخند دزدكي يادش بخير
سيلي جا مانده از خشم پدر
گريه ي پنهانكي يادش بخير
روي خواب آلوده را هر بامداد
شستشوي زوركي يادش بخير
لذت از لبخند پاك دخترك
در قبال چشمكي يادش بخير
صد هزاران آرزوهاي بزرگ
با تمام كوچكي يادش بخير
آه دلتنگم چه روياي خوشي است
روزهاي كودكي يادش بخير
روي يك پا ايستادن با كتاب
جان من اين را نگو يادش بخير !!!!!!!!!!!!!!!!!!

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.