a
ali--m2 ۱۳ سال پیش
پیام

نزار امشبم با یه بغض سر بشه
بزن زیر گریه چشات تر بشه
بزار چشات و خیلی اروم رو ه�
بزن زیر گریه سبک شی یک�
یه امشب غرور و بزارش کنار
اگه ابری هستی با لذت ببار
هنوزم اگه عاشقش هستی که
نریز غصه هات و تو قلبت دیگه
غرورت نزار دیگه خسته ات کنه
اگه نیست باید دل شکستت کنه
نمیتونی پنهون کنی داغونی
نمیتونی یادش نباشی به این اسونی
هنوز عاشقی و دوسشداری تو
نشونش بده اشکای جاری تو

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.