n
no love ۱۳ سال پیش
پیام

پست ويژه no love
حرف دل یه همدرد یا شاید یه همد�
حرفم را نزدم ... گذشت وگذشت...
فکر میکردم با گذر زمان درست میشود
صبر کردم...
سکوت کردم ...اما...نشد که نشد...
شنیدن خبر ازدواجش...نابود شدن احساسم...
نگاهم...خاطراتم...شعرهام...رویاهام...
باورم نمیشود...نه...
محال است احساسم دروغ بگوید...
باورم نمیشود...
تا خودم با چشمای خودم نبینمباورم نمیشود...
گره گرم نگاهش...سنگینی سکوتش...غرورش...سرب زیری ها...
نه محال است...همه دروغ باشد...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.