سلا�
امروز پاتوق رو شخم زدم. دیگه آلبالو گیلاس میبینم. از شوخی گذشته حالم بده. آخه من معتاد اینترنتی نیستم. عادت ندارم. ولی چقد پست بود که تا حالا نخونده بودم. واقعا شرمنده شدم. Raha21شعر نوشته بود برام. اونم خیلی وقت پیش. من تازه امروز دیدم. و خیلی از دوستان که فرصت نشد جوابشونو بدم. اصلا دارم اشک شوق میریزم. شایدم عرق شرم باشه. شوره آخه! نکنه آب دماغ... نه ایشالا که همون عرق شرمه.
AR MI N درست نوشتم اسمتو؟ مرسی عزیزم که یادم بودی.
گیله مرد! محمدرسول... دوستای غیرشمالیم که میگن لهجه ندارم. حالا راست و دروغش به گردن خودشون ولی خودم تو خونه شمالی حرف میزنما. منم فکر نمیکردم تو رودسری باشی و محمدجواد اهل انزلی. ای شیطون.
بعضیهام که انقد خوشبختن خانم صادقی و تیم مدیریت بهشون تبریک میگه تولدشونو. هییییییییی روزگار. کی حسوده؟
دوستانی که چمدون بسته بودین، مرسی که موندگار شدین. سر راه برین مانی رو هم بیارین. دستتون درست. شعرها هم ناقابل بود.
داریوش اقبالی، هستی پاشا، جوجو کوشولو، جوجه نقره ای و خیلی از قدیمیا که اسمشونو خیلی وقته ندیدم کجان؟(نکته اخلاقی: پیشکسوتان را فراموش نکنیم!)
مهدی صد در صد مخ، مهدی 19، شرک، هر روز ظهر کته در لیست دوستانی هستن که باید قبلا ازشون تشکر میکردم. البته بازم هستن اینارو یادم بود الآن.(نکته اخلاقی: از شایستگان تشکر کنیم!)
شازده کوچولو... اسمتو دوست دارم. خوشحالم با اسم این کتاب عضو شدی.
من برم یه آب به دست و صورتم بزنم. )))
ولی قبل رفتن بازم میگم. دوستان من همیشه نمیتونم بیام. اگه یه وقت جوابتونو ندادم دلخور نشین.
بدرود