سلامممممم.
از مدرسه که تعطیل شدیم انقده عجله داشتم واسه خوندن پست مجیدم که نمیدونی چجوری خودمو رسوندم خونه.حالا یادم افتاده که اصلا منتظر همکلاسیام وای نستادم!!!
حالا این عجله ها به کنار!یکی از فانتزیام شده بود اون پستی که فکر میکردم برام بذاره!
از دلم الان در آوردی دیه؟ما که ندیدیم!یه شماره دادی که اونم جواب نمیدی هر چی زنگ میزنم!خخخخخ
اصلا هوا آبجیتو داشته باش !!!مجید نمیدونستم انقدر سختی کشیدی الهی محبوب فدا اون دستای کار کردت بشه.مجید تو فولاد مبارکه کار میکنی؟من اصفهانی نیستم ولی نزدیک اصفهانیم تقریبا یه ساعت و نیم تا اصفهان راهه از اینجا.میدونستی من اصفهان به دنیا اومدم؟نه دیه الان بت گفتم!ا؟متولد تیری؟من تولدم اول تیرماهه هفتاد و چهاره.ایتا رو تا حالا به هیشکدوم از بچه ها نگفته بودم!
آقا حسین جعفری یهخواهش ازت دارم در مورد مجید.خودش نخونه البته:آقا حسین هواشو داشته باش.دوشش داری؟بهش بگو.مجید پسره ولی متولد تیره و با احساس....
اگه یه روز اشکشو دیدی نذا تا رو لباش بیاد نذا طمع شوری اشکشو بچشه.تو واسش پاکش کن.آقا حسین مجید برام خیلی عزیزه.خیلی.وقتی فشار کار اذیتش میکنه باهاش قرار بذار برو دستاشو بگیر.محکم.بهش بگو خیلی مردی.بگو کنارتم رفیق...
خلاصه حرفام برام عزیزه .آقا حسین خیلی سخته همش تو فکر یکی باشی بگی خدا یعنی حالش خوبه؟ولی جز پاتوق دوستان جایی برای سراغ گرفتنش نداشته باشی.من بلد نیستم احساساتمو بهت بفهمونم.ولی نگرانشم.مواظبش باشید ....ممنون.