ویــــــــــــــــــــــژه خانم صــــــــادقـــــی و مدیر 4جوک.... پاسخ 65086
سلام به خانم صادقی و مدیر 4جک ...
خانم صادقی جان اولا تشکر میکنم بابته اینکه اینقد واسه این سایت و بچه ها زحمت میکشین .. دوما میخواستم بگم اگه میدونید خدایی نکرده کارای من هم باعث آزارتون میشه ..که دیگه طنز ننویسم .. چون حتی دوست ندارم یه درصد باعث ناراحتی کسی بشم ... ..
تشکر از مدیر 4 جوک که واسه ما زحمت میکشه .. ماهم نامردی نمیکنیم .. تا آخرش هستیم ..من 19 سالمه .. دوران کودکی و نوجوونی نداشتم .. فقط کار بوده و کار ... بخاطر همین سختی رو خوب میفهمم .. میخواستم بگم خانم صادقی و مدیر محترم 4جوک واقعا دستتون درد نکنه ..من میفهمم چی میکشین
به قوله مادرم .. الهی خودم غصه هاتونو پرپر کنم ... ناراحت نباشین
+
یه چیزی بود رو دلم میخواستم بگم .. اصلا ربطی به این جریان نداره ها .. فقط شما رو مث خانوادم میدونم .. واسه همین میخوام بگم ..
من الان 8 ماهه خونه نرفتم ... همش سرکار میخوابم.. صبحا کار ..شبا نگهبانی و انتظامات .. اونوقتایی که دانشگاه دارم .. دستو پاشکسته مرخصی میگیرمو میرم .. (آخه شرکت از عمومه) .. بخدا دلم لک زده واسه اینکه با خانوادم دور هم جمع بشیم .. بازم مادرم (دمپختی) به قوله شما (دمپختک) بپزه .. بشینم کنارش و غذا بخورم .. وقتی غذا گیر میکنه تو گلوم (یه لیوان آب بده دستم .. بگه چی شد عزیزم).. بخدا دلم لک زده واسه داد زدناش...دلم تنگ شده واسه اینکه روبه روی همدیگه مینشستیم و واسه هم درد و دل میکردیم .. اون از سختیاش میگفت من از سختیام .. دوتایی همدیگه رو بغل میکردیم و من دستاشو میبوسیدم ..
+
به قوله داداش کیان ... (الان اومدیم توکارخونه مجتمع فولاد..اصفهانیا میدونن).. اینجا کارخونه ...دمای کوره 7000 درجه