د
دنیا71 ۱۳ سال پیش
پیام

سلام ب همه بچه های تنهایی.مخصوصا آبجی *بی احساس* عزیز.وقتی پست هات رو میخونم گذشته خودم تمام و کمال میاد جلو چشمام.اما...من ناکجا آباد قصه توام.راهی ک تو نرفتی و تمومش کردی من تا اخرش رفتم.بعد ۲سال بهش گفتم دوست دارم.اما حالا هر روز پیشمون تر از روز قبل.ب نظر من کار خوبی کردی.بی احساس نیستی آبجی.فقط افسار زندگیت دادی دست عقل ات.اجبار عقلی بدترین اجباره.آزادی ولی تو بدترین موقعیت اسیری.تنها چیزی ک نمیشه باهاش جنگید.شاد باشی آبجی.

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.