بــــــــــــــــــــــچه ها ... کیان .. حبیب خصوصا امیر 21 وو مانی .. نرمین .. ندا21..الناز جون..شیرین..نسرین... آهـــــــــــــــای بچه ها ... خوبین ؟؟؟ خب به من چه ؟؟ مگه من دکترم ؟؟؟ هااان /...
مامانم اومده میگه پس این امــــــــــــیر 21 چی شد ؟؟؟؟؟ میگم رفت ..
میگه : مُرد ؟؟؟؟/ میگم : خدانکنه .. مادرم این چه حرفیه ؟؟ رفت دیگه ... مثلا رفت دانشگاه ... میگه : آخه امروز که جمعس ...دانشگاه که نیس .. بهش میگم : مادرم .. عزیزم .. گفتم مثلا .. میگه :بیخود .. بگو مینم کجا رفته ؟؟؟
میگم مادرم مثلا رفته تو خیابون .. میگه فراری شد ؟؟؟ میگم غلط کردم /... بابا رفت تو خونشون .. میگه : احمق اولا من مادرتم .. دوما واسه چی رفت خونشون .. مگه ما اینجا بوقیم ؟؟ هاااان ...
از آقـــــــــــا امـــــــــــــــــیــــــــــــر 21 خواهش میکنم بیاد به این مادر من حالی کنه که شما کجایی ... همین .. الان منو خفه میکنه ... الان که دارم اینو مینویسم ... گوشت کوبی رو کرده تو حلقم .. تا نگی .. ولم نمیکنه .. تورو خدا منو از این وضعیت نجات بده .. راستی .. یادم رفت .. خخخخااااااا تففف .. تورو تفی نکرده بودم ..