جدایی رو نزار به پای تقدیر توبودی که منو وادار کردی
میخواستم تا ابد با تو بمونم تو به رفتن منو اجبار کردی
تو میگفتی صلاحه که جداشیم مداماین جمله رو تکرار کردی
تو گفتی عاشقی اما دروغ بود خودت به این دروغ اقرار کردی
خودت نخواستی و نزار به پای بخت و سرنوشت
دستای بی رحم تو بود اخر قصه رو نوشت