برای داداش ARmIN
خواهم فراموشت کنم، شاید روی از خاطر�
شاید ندارد، بعد از این باید فراموشت کن�
میخواهم بنویسم باز دلتنگم پریشان�
نمیدانم چرا این روزها سر درگریبان�
ببخش ای نازنین امشب برای درددل کردن
مینویسم چندخطی از چشمان گریان�
نمی پرسد کسی از زخم های کوچکم حالی
بگو درد غریبی را به کی باید بفهمانم؟
عشق از یاد رفت و سادگی خط خورد
بگو که زندگی مثل گذشته نیست میدان�
تمام سهم من از زندگی دیوار شد
تو نیستی، درپای این دیوار سر باید بکوبان�
داداشی واقعا واقعا خوشحال شدم بخدا خیلی خوشحال شدم ک گفتی اون قضیه (سیگار) داره کم کم حل میشه.انشاله ک کامل کامل قطع بشه. دلنوشته دومیت دیگه محشرتر از اولی بود. خیلی دوسشون دارم.منتظرم زودتر بنویسشون
و.... شب و روزای خودتم قشنگ قشنگ