R
Raya ۱۳ سال پیش
پیام

برای داداش ARmIN
خواهم فراموشت کنم، شاید روی از خاطر�
شاید ندارد، بعد از این باید فراموشت کن�
میخواهم بنویسم باز دلتنگم پریشان�
نمیدانم چرا این روزها سر درگریبان�
ببخش ای نازنین امشب برای درددل کردن
مینویسم چندخطی از چشمان گریان�
نمی پرسد کسی از زخم های کوچکم حالی
بگو درد غریبی را به کی باید بفهمانم؟
عشق از یاد رفت و سادگی خط خورد
بگو که زندگی مثل گذشته نیست میدان�
تمام سهم من از زندگی دیوار شد
تو نیستی، درپای این دیوار سر باید بکوبان�
داداشی واقعا واقعا خوشحال شدم بخدا خیلی خوشحال شدم ک گفتی اون قضیه (سیگار) داره کم کم حل میشه.انشاله ک کامل کامل قطع بشه. دلنوشته دومیت دیگه محشرتر از اولی بود. خیلی دوسشون دارم.منتظرم زودتر بنویسشون
و.... شب و روزای خودتم قشنگ قشنگ

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.