H
Hilda ۱۳ سال پیش
پیام

مخصوص بچه های تنهایی
اکثرتون این شعرو شنیدین، اما این شعر یه جواب شاعرانه هم داره که بعدش نوشتمش
یک شبی مجنون نمازش را شکست/بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود/فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او/پر زلیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای/بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای/وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی/دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن/من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم/این تو و لیلای تو ... من نیست�
گفت: ای دیوانه لیلایت منم/در رگ پیدا و پنهانت من�
سال ها با جور لیلا ساختی/من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم/صد قمار عشق یک جا باخت�
کردمت آوارهء صحرا نشد/گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت/غیر لیلا برنیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی/دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سرمیزنی/در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود/درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم/صد چو لیلا کشته در راهت کن�
*****اینم جوابش*****
گفت لیلایم "شبی مجنون نمازش را شکست"/شکوه کرد و بی وضو در کوچه ی لیلا نشست"
گفت این را زانکه من عاشق به معبودش شوم/بشکنم بتهای نفس و یار مطرودش شو�
گفتمش لیلای من پس این حکایت گوش کن/من ز عشقت پی به جانان میبرم جان نوش کن
با تو مجنون میشوم تا درک لیلایم کنم/عشق را بر دل نهم تا ترک بتهایم کن�
گویمش یا رب ترا در چشم لیلا دیده ام/از میان ماهرویان اختری برچیده ا�
من که اکنون بعد عمری یافتم لیلای خویش/روی زیبایت ببینم در دل دریا ش ،بیش
گر بگوید بنده خاموشی کن و کفرم مگو/گویمش راز سیه چشمان دلبر را بگو
آن خداوندی که زد نقش رخ لیلای من/با زبان یار گوید با من شیدا سخن
آن خداوندی که گوید بنده ام پرواز کن/گویمش پرواز من همراه لیلا ساز کن
گر بگوید بنده بس باشد دگر من را بخوان/گویمش یارب یکی باشیم ما،او را بخوان
.
گرفتین دیگه؟؟؟

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.