ت
تک سوار تاریکی ۱۳ سال پیش
پیام

مخصوص تنهایی هیلدا جان اما باید قسم بخوره گریه نکنه
اول قسم بخور بعد بخون
مرگ من قسم بخوردیگه
هیلدا جان تو با همه ی تنهاییات دیگه تنها نیستی
دل و بردار که دل خسته ا�
از این شیون و فریادش
که این ویرونه هم دیگه به کار ما نمیادش
که این ویرونه هم دیگه به کار ما نمیادش
خبر دادن که تو رفتی هم آواز شب و بارون
چه تنها خسته و زخمی دل و کندی از این زندون
خبر دادن که تو رفتی ولی من بی خبر بود�
صدا گمشد تو این غوغا یا شاید هم که کر بود�
به تو گفتم که ما هر دو اسیر درد نفرینیم
برای پر زدن بی هم چه تن خسته چه سنگینی�
رفیق روز تنهایی رفیق دوره ی حسرت رفیق صاف و بی کینه تو شهر غربت و نفرت
تو رو از قلب من کندن چه سخته درد دل کندن
جدا کردن با اشک و درد . دل قلب من و از من
نذاشتن تا دم آخر یه لحظه پیش هم باشی�
دو تا موج و دو تا همراه کنار هم یه دریا شی�
نذاشتن تا دم آخر یه لحظه پیش هم باشی�
دو تا موج و دو تا همراه کنار هم یه دریا شی�
رفیق روز تنهایی رفیق دوره ی حسرت رفیق صاف و بی کینه تو شهر
غربت و نفرت
تو رو از قلب من کندن چه سخته درد دل کندن
جدا کردن با اشک و درد . دل قلب من و از من

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.