مخصوص تنهایی هیلدا جان اما باید قسم بخوره گریه نکنه
اول قسم بخور بعد بخون
مرگ من قسم بخوردیگه
هیلدا جان تو با همه ی تنهاییات دیگه تنها نیستی
دل و بردار که دل خسته ا�
از این شیون و فریادش
که این ویرونه هم دیگه به کار ما نمیادش
که این ویرونه هم دیگه به کار ما نمیادش
خبر دادن که تو رفتی هم آواز شب و بارون
چه تنها خسته و زخمی دل و کندی از این زندون
خبر دادن که تو رفتی ولی من بی خبر بود�
صدا گمشد تو این غوغا یا شاید هم که کر بود�
به تو گفتم که ما هر دو اسیر درد نفرینیم
برای پر زدن بی هم چه تن خسته چه سنگینی�
رفیق روز تنهایی رفیق دوره ی حسرت رفیق صاف و بی کینه تو شهر غربت و نفرت
تو رو از قلب من کندن چه سخته درد دل کندن
جدا کردن با اشک و درد . دل قلب من و از من
نذاشتن تا دم آخر یه لحظه پیش هم باشی�
دو تا موج و دو تا همراه کنار هم یه دریا شی�
نذاشتن تا دم آخر یه لحظه پیش هم باشی�
دو تا موج و دو تا همراه کنار هم یه دریا شی�
رفیق روز تنهایی رفیق دوره ی حسرت رفیق صاف و بی کینه تو شهر
غربت و نفرت
تو رو از قلب من کندن چه سخته درد دل کندن
جدا کردن با اشک و درد . دل قلب من و از من