د
دلکنده ۱۳ سال پیش
پیام

*******هستی ام رابه آتش کشیدی سوختم من ندیدی ندیدی******
*******مرگ دل اگر ارزویت بود مانده بودی اگرمیشنیدی***********
*******باتودریا پرازدیدنی بود شب ستاره گلی چیدنی بود**********
*******خاک تن شسته درموج باران درکنارتوبوسیدنی بود***********
(بعدتو پای من مانده در گل ................................. بعدتومن خودم هم نبودم.....................................)

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.