ت
تک سوار تاریکی ۱۳ سال پیش
پیام

مخصوص تنهایی
بعد از مدتها دیدمش
خواستم چشمهایش را از پشت بگیر�
دیدم طاقت اسمهایی را که قرار است بگوید ندار�
خواستم احوالش را بپرس�
دیدم طاقت بی اعتنائیش را ندار�
خواستم دستانش را بگیر�
دیدم طاقت گرفتن دستانش را ندار�
خواستم برم سمت دیگه نبینمش
دیدم طاقت ندیدنش را ندار�
ای بار عظممو جزم کرد�
رفتم جلو خواستم بپرسم چرا رفت
اما قبل من 1نفر اومد سمتش همدیگرو بغل کردن
دیدم طاقت ناراحتیشو ندار�
از اون به بعد دیگه تنهای تنها�

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.