مـن تـوی ٍ زنـدگیــم پـدر و مـادرم عــزیزتریـن کٍســم هستــن ...
تـا حـالا شـده کســی جـون ٍ پـدر و مـادرشُ دروغ قسـم بخـوره ؟ میـشـه ؟ به جـان ٍ مـادرم که اگـه یه آخ بگـه روز ٍ مــرگمه ... به جـان ٍ پـدرم که اگـه گـرفته باشـه دنیـا خـراب میشـه رو سـرم ... مـن دروغ نگفتــم نه فقـط حـالا نه هیـچ وقت از وقـتی عضـو ٍ اینجـا شدم نه پسـتای ٍ کســی ُ کٍـش رفتـم بذارم اینجـا ((پسـتای ٍ فک و فـامیـل)) نه دنبـال ٍ محبـوبیـت بودم اینجـا ... به جـان ٍ یدونـه داداشـم که معصــوم ٍ پـاک ٍ پـاک داره میـره تو 6سـال نخـواستـم کسی ُ ناراحــت کنم ... نخـواستـم با احسـاسـات ٍ کسـی بازی کنـم، با خـدا بازی کنـم ... با حضـرت ٍ فاطمـه بازی کنـم ... ؟ همـه اینـارو واسه ایـن گفتـم که اشـکا و دعـاهاتون انقـد واسـم با ارزش بود که پـاش جـون ٍ عـزیـزامو بکشـم وسـط ... آقـا عبـاس فقط تو چشـم نداری اشـک ٍ بقیـه رو ببیـنی؟ میدونــی واسـه پسـتای ٍ کیـان ... سـامـان ... معیـن ... مـرمـری خانوم*الهـه ناز ... آبجــی نگیــن ... سینـا ... خـودم گـریه کـردم ؟! میـدونی چـرا گفتـم با کیـان قهـرم ؟ چـون پستـاش انـدازه شب ٍ اولی که فهمیـدم چه مـرگمه داغـون شـدم ! میـدونی وقتـی پسـت ٍ حبیـب ُ خونـدم که گفتـه بود نمی تونه درس بخـونه چقـد عذاب وجـدان کشیـدم وقتی آبجـی کیـانام همیـن حـرف ُ زده بود ؟؟ میـدونی وقتـی نـرمیـن گفتـه بود بَسـه بـابـا ! چقـد امیـر امیـر می کنیـد بسپـریدش دسـت ٍ خدا ... چقـد ازش ممنـون شدم ُ هنـوزم که هنـوز ٍ دعـاش می کنـم ؟!
آدرس نمیــذارم چون حــرفات اصـلاً برام مهـم نیـست و کسـایی که پسـتت ُ لایک بـارون کـردن نظـرشون برام مهمـه که همینجــا کنـار ٍ هممـون خـدا نشستــه و مـن ُ مجـازی قبـول کنـن ... چـون اگـه ببینــمتم مطمئــن باش دیـگه مث ٍ قبـل نمیــتونم ادامه بدم ... اعتـمادی که بهم نداشتیـن حتـی اگه بارها بهم بگیــن برنمی گــرده ...
عبـاس مـن اُلاغــم که باشــم عیــد ٍ کســی ُ خــراب نمی کنــم ... تو مُخــت می گنجـه ؟! عبــاس مـن با حضــرت ٍ فاطمــه شوخــی بکنـم ؟؟ با کـربلایی که سیـنا رفتـه شـوخی بکنــم ؟ می فهمــی اینـا رو ؟! انقـد شعـور نـداری که فک کـردی واسـه اینـکه دختــرا نیـان شنـاسـاییم کنـن اسـم ٍ دانشـگامو نذاشـتم ؟ تحفـه ام ؟؟!! چـه خبــره ؟!! شهـاب حسیــنی ام ؟؟ یا گلــزارم ؟؟! یـدونه دارم که اگـه من ُ پس نزنـه بایـد کلامـو بندازم هــوا انقـد شعــور نداری که جَـو ٍ دانشـگاه چیـه ؟! مـن حتــی رفیــقمم اینجـا رو نمی شنـاسه می فهمــی چی میــگم؟! بعـد تو اومـدی دم از دختــر ٍ ایـرانی می زنــی و معــرفی ش می کنــی ؟!! بـرات متاسفــم برا ذهـن ٍ منحــرفت برای ٍ تفــکر ٍ عتیقــه ات ! انقـد شعـور نداری بدونـی گفتـم واسه چی نمیـام اینجـا که تو حـرف از امتیـاز و کلاس گذاشتـن میـزنی؟؟ اگه الان کل ٍ امتیـازمم دود شه بره هـوا کَکَم نمی گــزه امتیــاز میخـوام چیـکا ؟
بچـه ها : مـادر تو دنیـای ٍ هر کســی عـزیـزترین کٍسـشه ...
جـان ٍ مـادرای ٍ عـزیزتون واسـم پسـت نذارین ... ببیـنین چقـد مهـمه که به خـودم اجـازه دادم اسـم ٍ مـادراتون ُ بیـارم ؟ تو رو به فـاطمـه ی ٍ زهـرا دیـگه پستــی واسـم نذاریـن ... تو رو به ابالفضـل اسـممو دیگـه نبــرین ... ! بعضیـا هـوا برشـون داشتـه مـن واسـه پسـتای ٍ شمـا کنتــور انداختــم ! التـماس می کنــم نذاریــن .
مــن یه چــی ُ فهمیـــدم که البتــه قبلنــم بهش فـک می کــردم ولی الان مطمئن شـدم "" مـــــن به درد ٍ دنیــای ٍ مجــازی نمی خــورم "" هیــچ اعتمــادی توش حـس نمیــشه ... بهم ثابـت کردین ... منــم به جــان ٍ مــادرم دیــگه از بغــل ٍ 4جــکم رد نمیشــم نه اینجــا نه هیــچ سایــت ٍ دیــگه مـادرمم نمیــذارم بیـاد اینجـا! اینجـا دوستــایی که اندازه بـرادر واسـم عزیـز بودن پیـدا کردم که آب ٍ پاکی ُ ریختــن رو دستــم ... از بقیــه انتـظاری ندارم ... مــن نگفتم خـوب ٍ خـوب شدم هنـوزم 2روز یه بار میــرم چکاب ... تحــت ٍ درمــانم خـاطراتی ام که امروز گذاشتم مـال ٍ چن ماه پیش ٍ ! و پسـتای ٍ طنزی که الان تائید شـه برا دیــروز ٍ !
فقـط یه چی ازتــون میخــوام داداش کـوچــیک ٍ همتــونم نه از لحــاظ ٍ سـن و سـال از لحـاظ ٍ کـوچیــک بودن در بـرابـر ٍ شخصیــتتون ! حـــلالم کنیــد با دل نه با پســت ! اشـکایی که ریختیــن غصـه هایی که خـوردین همـه انشـاءالله بخـاطر ٍ اینـکه تو این روزای ٍ عـزیز بوده حضــرت ٍ فاطمــه آرزو های ٍ خیــرتون ُ برآورده کنـه !
و آخــرین خـواهشم این ٍ پـدربزرگـم 23 م عمــل ٍ قلــب داره واسش دعـا کنیـد مث ٍ تمـوم ٍ مـریضـای ٍ دیــگه !!
Dokhtar shomali : مــن کی باشــم که شمـا برام شعــر گفتی ؟؟ مـن که مــریض نیستـــم ...
عبــاس جــان : بـازم گفتــم دارم میــرم مث ٍ فـوتبالیســتا .. ولــی اینـدفه مطمئـن باش نمیــام ... دیــدی گفتم دارم میــرم ؟! چـون دروغــگواَم تو خــوبی ... شــاد باشــی و طنــاز . گفتــم فک می کـردم میمیــرم و حرفم شبیه حــرف ٍ تو بود چون خـدا سر شـاهد ٍ همــون حس ُ داشتــم ...
پیـــروز وســربلنــد و در پنــاه ٍ حــــق باشیـــد !!
یـاعـلی!