خدایا شکرت ... داداش امیر به جان مادرم وقتی پستتو دیدم مثله دیوونه ها هم قهقهه میزدم هم گریه می کردم ... فدات شوما داوشی خعلی جیگری ! نـــــــــاز پســــره 4جک بگیر ماچو (مااااااااااااچ)!
یکی از فانتزیام اینه امیرو ببینم باهاش برم دربند... مهمونه خودش باشم و باهم دیگه رفیق شیم خدایااااا یعنی میشه؟ امیر میشه؟
آقا کیان من که پستتو خوندم دلم گرفت وای به حاله امیرجونم! آدم با رفیقش اینجوری حرف نمی زنه... من یه روزی به رفاقته شما 2تا حسودیم میشد!
امیر عاشقتم!