زود باشید سایتو چراغونی کنید
بچه ها خبر بدید به این و اون
رو لبش خنده و شادی تو دلش
تازه از راه رسیده «امیر»مون*
اطلسیهای سفید و صورتی
لاله و شکوفه های رنگارنگ
گل سرخ و زنبق و اقاقیا
با بنفشه ها و برگای قشنگ
*
همه رو یکجا بریزید زیر پاش
بگین حرف دلمون یادش نره
خیلی وقته هممون منتظری�
نمیخوایم دیگه مرخصی بره
(با توجه به قسمت اول شعر من مطمئن بودم که امیر زود برمیگرده. چون 12 فروردین اینو نوشتم. میخواستم بگم بچه ها حفظ کنن وقتی امیر اومد با هم بخونیم ولی نشد دیگه الآن فرستادم. با توجه به قسمت دومش باید کل محیط زیستو پرپر کنیم بریزیم زیر پاش و با توجه به قسمت سوم امیر از فرصت مرخصیش استفاده کرده و دیگه نمیتونه بره مرخصی. خوشحالیم که هستی. اصلا الآن من خودم حاضرم برم سمنو یاد بگیرم برات درست کنم ولی بهت نمیاد دوست داشته باشی واسه همین اصرار نمیکنم. خععععلی ما رو مسترس (استرس ناک) کردی. امیدواریم بهتر و بهتر بشی. تو و بقیه بیمارها.)