بــر و بــچ کشَــل مَشــَل ... آبجیــام همـه مو دارن آجــی لیــلا شـوما یه چیــز بگو ((بم فُش نـدین خــو )) !
میخــواین اسمــش ُ هرچــی بذاریـن ... فک کنیــن واس خـاطــر ٍ این نمیـام اینجـا پســت بذارم چون امتیــاز نداره ... ولـی پاتـوق نمیـام دیـه ... آخییییییش یه نفس ٍ راحــت بکشیــن از دستــم ... :)) نیش ُ باز کــردن اینــا ای خــداااا ! از این به بعـد فقط پســتای ٍ طنــز میــذارم D: بچــه ها اسم ٍ کســی رو نبـردم ولی کــور شم اگه پســتایی رو که برام گـذاشتیـن ُ یادم بـره ... مـن فـدا همتــونم !!
امـا تا اینجـام بگـم : حبیــب باور نداری مـن ُ ؟؟!! رتبـمو نمی گـم چون ممکـن ٍ دانشـگام لو بره ... ولــی من عــربی ُ اَ همه پایین تر زدم با 53 درصـد !
سیــنا : زیـارت قبــول ... داداشــم :* شـوشـو کَشَـلوهه !
((متمـدن بودن ٍ واقــعی بدیــن معنـاست که بتـوانیـم بـدون ٍ هر گـونه اتـکا و اتـکال به رویـاهای ٍ کـودکـانه ای که آدمیـان را تاکنـون پشتـگرم می داشتـه اند بر پـای ٍ خود بایستیــم و شـرفتـمندانه زنـدگی کنیـم . مـدعی نیستـم که چنیـن زندگی ای با شـادمـانی سـرخوشانه ای همــراه خواهـد بود امـا معتقـدم که می تـواند زنـدگی ای بـاشد همـراه با رضـایتی بی دغـدغه و تشـویش ... پـذیرش ٍ تسلیــم آمیــز ٍ آنچــه گـریز ناپذیـر اسـت ...
در انتظــار ٍ امــور ٍ محــال ننشستــن و شــاکر ٍ دلخــــــــوشی هــای کـــــوچـــــک ...))
گـریه و غصـه خـوردن واسـه مــن چیــزی ُ عوض نمی کــرد ... کیــان اومـده بودی سـر ٍ قبــرم اون پســتا رو گذاشتــی ؟؟ سـامـان داداشــی سیــگارت چی ُ عـوض می کــرد ؟؟ همـه و همـه ...
کیـان چیــزی که ازت سـاخته بودم یه چیــز دیگـه بود ... زود رنجــی دل نازکــی ؟؟ قبـول ... دلـت شکســته قبــول ولی همه ایـنا دلیـل نمیشـه یه طـرف ٍ به قاضـی بری ... مـنم دلت ُ شکــوندم باشـه ... درکــت چی پس ؟
لـرزیدن ٍ شـونه های ٍ پدر از گـریه میــدونی یعنـی چی ؟؟ بـد حال شـدن ٍ مـادر میــدونی یعنــی چی ؟؟
داداش کوچـولوت بیـاد بگــه : امیــر حالت درد می کنــه ((حـالت بده)) ؟؟
رو تخــت دراز بکــشی پشــتت بهش باشه بیــاد کنارت بخــوابه و دلـت نیـاد نگاش کنــی بغضـت بگیــره؟؟ و اون با مــوات بازی کنــه بگـه : امیــر اگه تو یه چیــزی ت بشـه من چی بسـرم میـاد ؟؟ بعد بزنه زیـر ٍ گریه بگـه امیــر بلند شو مـن ُ دنبـال کن ... مـن ُ دیگه الکــی دعـوا نـکن بزن تو گوشـم ... بعد ببیــنه داری گـریه می کنــی بگه : امیـــر ؟؟ مـرد که گــریه نمی کنه داداشـی ... خودشم بزنه زیـر ٍگریه میـدونی یعنی چــی ؟؟
میــدونی وقتــی کچــل کــردی روز ٍ بعــد ٍ رفیقــات بیـان ملاقـات ببیــنی همشــون کچــل کردن یعنــی چی ؟؟
میــدونی وقتــی گـوشی ُ جواب میـدی : فقط میـگی الـو ولی عشقــت فقط گـریه کنه یعنــی چی ؟؟
میــدونی گــریه تک تک ٍ عـزیـزات ُ ببینــی یعنــی چی ؟؟
نمی تونستــم پست بذارم ... دلــت ُ شکــوندم مـن فقط میخــواستم دعـام کنیـد همیـــن ... من اهل ٍ درد و دل نیستــم ... ولی میخــواستم بگم دل ٍ من شکســته تره ...
دوستــای ٍ گلـم اگه کسـی ُ با حـرفام ناراحــت کردم عذر میخــوام ...
یا عــلی !
بــــریم سـر وخت ٍ پســتای ٍ طنــزمون ... آره منــم کَشَــل شدم :))