H
Hilda ۱۳ سال پیش
پیام

امروز روانپزشکم ( خو مگه چیه؟ ، لازم داشتم خو) ، تماس گرفت که واسم خونه پیدا کرده، ینی اینم امیدی به صحبت کردن با بابام نداره !
یه سوییت قشنگه ، مال پدرزنشه، خلاصه همه چیش خوبه، جز اینکه بایدسیگارو ترک کنم :-(
منم همه چیو تقریبا فروختم جزاونایی که واقعا لازم داشت�
فردا هم اسباب کشی دارم، دلم واسه خونه مون خیلی تنگ میشه، کاش شهرمون اینقد بزرگ بود که هیچوقت منو نمیدیدن
تمام عکسامو سوزوندم،حتی عکسای مادرمو ! ... جز تنها عکسی که از کیان داشتم،هر کاری کردم نشد، دلم نیومد، چشماش نمیذاره
یه روبالشی هم ازش دارم هرشب باهمون خوابم میگیره، تاثیرش از صدتا مورفینم بدتره
حلقه ایو که واسم خرید از انگشتم درنمیاد
.
واسه نگه داشتن هرکدوم از یادگاریاش یه بهونه جور کرد�
خاک تو سرت دل�
لایک= برووووووووو قرصاتو بخووووور دیوووووووونه

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.