برای دماغ عملی
آجی گلم ، گل نیلوفرم وقتی خوندم پدر و مادرت به رحمت خدا رفتن خیلی خیلی ناراحت شد�
خداروشکر که برادرتو داری، ممنون که منو لایق خواهری دونستی.
جواب سوالت اینه:
من و کیان از آبان 87 تا تیر90 باهم بودیم( تابستون 87 درست روز عقدوعروسیمون مادرش همه چیو به هم ریخت)
از دوستیمون خانواده هامون بیخبر بودن، خانواده من وقتی فهمیدن پیش خودشون هرفکری کردن، چون باور اکثر مردم در مورد دوستی دختر و پسر موارد مثبت نیست
مردم هم پشت سرم حرف درآوردن، خصوصا وقتی شب عروسیش میخواستم خودکشی کنم شک همه به یقین تبدیل شد
پزشکی قانونی بی گناهیمو ثابت کرد اما پدرم آدم مذهبی و البته مستبدیه و باورنکرد
کیان شب تولدم 27 تیر ازمن جداشد و شب یلدا یعنی شب تولدخودش ازدواج کرد