برای امیر طاها
داداش نگران نگین نباش، تو آمیتیسو از دلت بنداز بیرون اون بهت اعتماد میکنه
.
به قول یاس از چی بگم؟ قصد ندارم از غم و غصه بگم، دم عیده دلم میخواد همه شاد باشن اما...
کاش وقت انتخاب رشته یه شهر دیگه رو اول زده بودم، نمیخوام درسمو ول کنم، تنها امید زنده بودنم همین درسمه، اما آخه کجا برم؟
از جهیزیه ام هرچی رو لازم نداشتم فروختم، بازم پول یه اتاق نمیشه، اصن کی به یه دختر بدنام خونه میده؟
درخواست خوابگاهم نمیتونم بدم، حتی اگه خوابگاهم بهم بدن اگه والدین بچه ها بفهمن بلوا به پا میشه
از بابام تا آخر تعطیلات مهلت گرفتم شاید بتونم جاییو دست و پا کن�
( ببخشید نمیخواستم دیگه پست اینجوری بذارم)