˙·٠•●♥ мįlάd ♥●•٠·˙
یه عمری رو لبهام پر از خنده بود
تا کی باید این نقشو تمرین کن�
یا هر سالِ تحویل بگم پیشمی
تا کی باید این فکرو تلقین کن�
دارم درد و دل می کنم گوش کن
چقدر حرف دارم که خالی بش�
چه حرفایی رو توو خودم ریخت�
ببین از نبوده تو چی می کش�
میگن سایه ی من شبیه ِ توئه
آره تکیه گاهم همین سایه بود
ولی از همون بچگی دردِ من
نگاهای سنگینِ همسایه بود
یه مشت گل میارم سر خاک تو
که تو حس کنی دنیا توو مشتمه
دوباره به خوابم بیا حس کن�
وجودت هنوز مثلِ کوه پشتمه
مثه بچه ها هی زمین خوردم و
رو پاهای خستم بلند میشد�
کی مردونگی رو بهم یاد داد
که از بچگی مرد بار اومد�
من از بچگی مرد بار اومد�
˙·٠•●♥ мįlάd ♥●•٠·˙