-
-*daryayeh*eshgh*- ۱۳ سال پیش
پیام

˙·٠•●♥ мįlάd ♥●•٠·˙
یه عمری رو لبهام پر از خنده بود
تا کی باید این نقشو تمرین کن�
یا هر سالِ تحویل بگم پیشمی
تا کی باید این فکرو تلقین کن�
دارم درد و دل می کنم گوش کن
چقدر حرف دارم که خالی بش�
چه حرفایی رو توو خودم ریخت�
ببین از نبوده تو چی می کش�
میگن سایه ی من شبیه ِ توئه
آره تکیه گاهم همین سایه بود
ولی از همون بچگی دردِ من
نگاهای سنگینِ همسایه بود
یه مشت گل میارم سر خاک تو
که تو حس کنی دنیا توو مشتمه
دوباره به خوابم بیا حس کن�
وجودت هنوز مثلِ کوه پشتمه
مثه بچه ها هی زمین خوردم و
رو پاهای خستم بلند میشد�
کی مردونگی رو بهم یاد داد
که از بچگی مرد بار اومد�
من از بچگی مرد بار اومد�
˙·٠•●♥ мįlάd ♥●•٠·˙

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.