ش
شکننده ۱۳ سال پیش
پیام

سالهاست که عشقم را در صندوقچه غبار الود قلبم پنهان کردم وکلید این صندوق را در بطری تنهایی نهاده وبه دریای بی پایان امید شناور نموده ام تاشاید مسافری بازورق مهتاب وبا کوله باری از محبت آنرا از آب بگیرد ونیاز نامه ام را برخواند وبه یاریم بشتابد آری اینگونه ثانیه ها را میشمارم ودر حسرتکده غریب به انتظار مینشینم...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.