سلام ب خانواده بزرگم 4جوکیا تموم خواهرا و برادرام(خونه دومم)
خوش ب حال همتون
امروز اومدم تو "پاتوق" دیدم خداییش چقد حال و هواش فرق داره با "تنهایی". ولی حس کردم من اصلا نمیتونم پاتوقی باشم یا جوکا وخاطرات خنده دار، فقط میخونمشون وتلخ میخند�
باور کنید اگ ی بخش دیگه بذارن وحشتناک تر از تننهایی مثلا "مرده ها" یا "مرگ" اونجا بیشتر جامه
با اینکه عاشق پستای عاشقونه وتنهاییم میخونم گریه میکنمو لذت بخشترین کار روزامه، ولی از اینکه میبینم دوستامون مث داداش کیان مهربونم، لابستر و مسیحا (کلا هرکی تو تنهایی بوده) اینجان وحال و هوا وفضای بهتری دارن از صمیم قلبم براشون خوشحال میشم.
ولی بالا غیرتا واسه خواهرتون دعا کنید که خودشو زندگیشو دوباره پیدا کنه و حرف زدنو خندیدنو دوباره یادش بیاد (من مدتهاست نخندیدم وباکسی حرف نزدم)
مخلص وغمخوار وکوچیک همتون...