t
taha ۱۳ سال پیش
پیام

طاها ، تک و تنها ....
اون شب که زدم تو گوشش تا صبح نخوابیدم
تو سه سال و نیم نشده بود از گل بهش نازکتر بگم . بچه ها سه سال و نیم هیچ قهری تو دوستی ما نبود .
وقتی بهش سیلی زدم انگار تمام نفرتم رو گذاشته بودم تو اون دستم زدم تو گوشش.
شبی که سیلی زدم بهش میخواستم شاهرگمو بزنم ولی قبلش یاد چشمای مادرم افتادم دوس نداشتم تو چشای مادرم اشک بیاد
قید همه چیزو زدم . قید علاقم به آمیتیس رو زدم.
دیگه الآن بهش حسی ندارم.ازش متنفرم.زندگیمو خراب کرد.خدا زندگیشو خراب کنه . نفرینش میکنم از ته دل آره از ته دل نفرینش می کنم .
خدایا به عدالتت شک می کنم اگه حقمو ازش نگیری.
خوشحالم از این به بعد میخوام زندگی جدیدی برای خودم بسازم.زندگی به دور از علاقه به آمیتیس . به دور از عشق آمیتیس.
دعام کنید بتونم فراموشش کنم .
یا علی

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.