گلویم درد دارد
تازگی ها بغض کردنم عادی نیست
خیلی وقتها پیش آمده که از تنهایی
حال و هوایم بارانیست
اما انگار این بار
سوز، سوز دیگریست...
می خواهم از انباشته غم های�
خانه ای بساز�
بگذار دیوار آشیانه ا�
سرشار از عکس تو باشد
آب و غذا هم لازم ندار�
هر روز برای نبودت فراوان غصه میخورم...
برایم کافیست!!..!!
کاش میفهمیدی که آن تب کردنَ�
آن رنگ عوض کردنَ�
تمام برای تو بود...
برای نبودت
نه از گلو درد..