د
دلکنده ۱۳ سال پیش
پیام

بچه ها 2ماهه دارم تمرین میکنم که دیگخ اسمشوحتی روجلدکتابمم ننویسم 2ماه ازترس غرورم همش گفتم لایقم نبود به درک که رفته
هی سعی کردم جایگزینش کنم حتی بارانندگی بخدافکمیکردم تونست�
اما
امروزوقتی وارددانشگاه شدم دیدم نه فکروخیال بوده نتونستم هنوزم لحظه هایی که بودعذابم میده
صدبارتویاهومن چراغشوروشن دیدم سلام دادم بی جواب موندم هزارتا بدوبیراه گفتم به خودم به عشق�
الان حاضرم هست ونیستموبدم فقط یه بارببینم چراغش روشنه یعنی خوبه
خیلی دلم تنگه براش
هنوزم پله های دانشکده بوی ادکلنشوداره باوجوداینکه دیگه رفته ازاونجا
خیلی کم اوردم خیلی دوست داشتم عشق او...................
لایک=متنفرم ازخاطره هاش

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.