عاغا اون استاده بود سوتیاشو مینوشتم ،با لایکاش ذوق مرگ میشدم...
ینی لعنت به دهانی که بی موقع باز شود.داش در موردسایتای حکو سرگرمی حرف میزد که کدوم خوبه واینا.منم یه کلمه گفتم 4جک.
استاد:آره اسمشو زیاد شنیدم آدرس دقیقشو برام بنویس رو این کاغذ
منم هنو به این فکر میکردم که حالا مثلا اگه بهش بگم مگه چی میشه.در این افکار بودم که
-شما عضوین؟
یعنی اون لحظه باورتون نمیشه کله سوتیاشو که پست کردم اومد جلو چشم.با تردید وحشتناک گفتم:بله،چطور؟
-هیچی منم میخوام عضو شم سایت جالبی به نظر میاد.یه افق با دود بسیار واسه آجیتون دستو پا کنید میخواد متواری شه.
حتی تو4جک هم نباید از دس این استاد آسایش داشته باشم.