s
sanaz71 ۱۳ سال پیش
پیام

googooli عزیز نمیدونم پسری یا دختر. مرسی از اینکه واسم پست گذاشتی. اره منم از 7 سالگی دیابت دارم. مشکل من درد تزریق انسولین نیس 13. 14 ساله که تزریق کردم دیگه دردش واسم عادی شده منم اولا مامان بابام واسم تزریق میکردن اما الان دیگه خودم تزریق میکنم. قندام اصلا کنترل نمیشه یا بالا بالا یا پایینه که اکثرا هم بالاست. دیابت چشمامو ازم گرفت چشم راستمو دوبار عمل کردم الان ضعیفه ضعیفه چشم چپمم که چندین بار تزریق امپول و لیزرو...بجز هزینه رفت و امد به شیرازو خرجای دیگه اخه اهواز دکترای عالی نداره مجبورم برم شیراز.رو کلیه ام اثر گذاشته و و و هزاران مشکل دیگه. مجبور شدم قید دانشگاهو بزنم چون چشام خونریزی کرده بود منم مثل همه ارزو داشتم برم دانشگاه. از لحاظ قد و وزن هم 3.4 سال کمتر سن خودم نشون میدم. اینا همه اعصابمو داغون میکنه و دقم میده. یادمه سوم دبیرستان بودم معلم تاریخم سر کلاس بهم گفت دیابتیا خوب نمیشن. دلم خیلی شکست خیلی.اما هیچی نگفتم و سرمو انداختم پایین.سخته ببینی روز و شب پدر مادر و خانوادت شده گریه و ناراحتی.سخته پیر شدن و داغون شدن خانوادتو ببینی و داغونتر بشی مامانم میگه خدا داره امتحانت میکنه ولی من دیگه خسته شدم اخه 13 ساله دارم امتحان میشم مگه گناهه من چیه مگه نو 7 سالگی من چیکار کردم که تاوانش این بود؟ انقد دلم پره که اگه بخوام بگم هزار صفحه میشه. بچه ها ببخشید طولانی شد لایک= تحمل کن قسمت تو هم این بوده

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.