#محرم

پیام


یه دست گل دارم برای این حرم مید�
گلم که چیزی نیست برا حرم سرم مید�
اونا که از جنون یه کلمه نفهمیدن
شبیه شامیا به گریه هام میخندیدن
کنایه میزنن دلمو میسوزنن و
میخوان با حرفاشون خالی کنن دل منو
قسم به اون بدن که چیدنش روی حصیر
منم شبیه اون عقیله ای که شد اسیر
به غیر زیبایی نمی بینم تو این مسیر
به امیدشهادت ..

i
پیام

کربلا رفته ها میدانند
سحرگاه از قتلگاه امام حسین چه رایحه سیبی می آید...
آقا جان دیگر سیب های اینجا بوی تورا ندارند...
بر من بیچاره منت بگذار سرورم...
به خدا دلم برات تنگ شده اقام...برای بوی سیب حر�
پانویس:اگ کربلا قسمتتون شد شب هاتونو با خوابیدن در هتل هدر ندین بعدا پشیمون میشید...

A
Arash 70 ۹ سال پیش
پیام

فصل عزا و اشک دمادم تمام شد/باز این چه شورش استُ چه ماتم تمام شد/پیراهن سیاه دلم گریه می کند/من زنده ام به گریه بر او، غم تمام شد/در این دو ماه چشم من از باده خیس بود/فصل عزای عالم و آدم تمام شد/امسال هم بهار دل ما دو ماه بود/دیگر بهار بیرق و پرچم تمام شد/دیشب دلم گرفت، غرورم شکسته شد/پرچم که رفت بارش نم نم تمام شد/یادش بخیر روز دهم ناله ها زدیم /دیشب به بعد خاطره هایم تمام شد..
خداحافظ ماه محرم و صفر
انشالله سال دیگه زنده باشیم وبه محرم برسی�
السلام علیک یا اباعبدالله ...

A
Arash 70 ۹ سال پیش
پیام

چهل روز است ياران پر كشيدند/سبك بالان دل از دنيا بريدند/چهل شب در مدينه شور و شين است/ فلك در ماتم مولا حسين است/كجا رفتند آن مردان ميدان/همان گل هاي باغستان ايمان/كجا رفتند آن گل هاي پرپر/حسين و اكبر و عباس و اصغر/خدايا كوفيان پيمان شكستند/بروي آل طاها آب بستند/خدايا داده ام از كف يقينم/عزادار گل ام البنينم /چهل شب كودكان بي يار و ياور/چهل شب در خرابه داغ خواهر/چه شب هاييست شب هاي مدينه/چهل شب ياد بابا با سكينه. . .
السلام علیک یا حسین بن علی ...

س
ســـــⓜــیده20 ۹ سال پیش
پیام

من از مشهد، من از تبریز، از شیراز و کرمان�
من از ری، اصفهان، از رشت، از اهواز و تهران�
نمی دانم کجایی هستم، اما خوب میدان�
هوایی هستم و آواره ای در مرز مهران�
اگر آواره ام، قلبم در ایوان تو جا مانده
دلم با هر قدم با هر نفس اسم تو را خوانده
غم عشقت بیابان پرورم کرد و میان راه
یکی پرسید: تا کرب و بلا، چندتا ستون مانده؟
چه شیرین است با عشقت دویدن در بیابان ها
به عشقت هم به دل جارو زدن هم در خیابان ها
نه تنها در میان تربتت داری شفا، حتی
به خاک زیر پای زائرت دادند، درمان ها
یکی جارو به دست و دیگری گوشی به گوش آمد
یکی بر شانه مشک و آن یکی پرچم به دوش آمد
دراین موکب سخن ازکوفه، آن موکب سخن از شا�
یکی از هوش رفت اینجا، یکی آنجا به هوش آمد
ستون یک هزار و چارصد، یعنی: سلام آقا
سلام ای بی کفن ای تشنه لب ای مانده بر صحرا
به سقای علمدارت قسم، ما پای پیمانی�
به شوق یاریِ آرام جانت، مَهدی زهرا (س)

A
Arash 70 ۹ سال پیش
پیام

با هر قدم، دوباره می تپد دلم/به شوق دیدن حرم/به یاد زینب..نشسته بر لب.... سرود غم/هرکس ز گوشه ای آمده /اما شبیه یکدیگریم دور از نژاد و رنگ و زبان/گویا همه ز یک مادریم /با هر زبان، با هر نژاد، ما عاشقان حیدریم . . .
صلی الله علیک یا ابا عبدالله ...