ا
استاد آشفته ۱۳ سال پیش
پیام

در آرزوی وصلش میسوزم از فراغش,هرثم زند به چشمم سوسویی از چراغش
در حسرت نگاهی از چشم ناوک انداز,تاکی زمن صبوری در خیل جلوه ی ناز
زنجیر زلف دلبر چون بند آتش افروز,بر خنده ای نشد باز آن لعل خانمان سوز
(آشفته)گشته ام باز زین حال بی قراری,طاقت نمانده در جان زین زخمه های کاری
شعر از مهدی حبیبا,,آشفته,,

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.