ی
یه نفر ۱۳ سال پیش
پیام

اول بگم که این اس ام اس نیست، نمیدونستم چی اسمشو بذارم!
چند وقته که از دست خودم و بی برنامگی زندگیم خسته شدم. طوری که چند شب پیش یه عالمه گریه کردم...
اما دارم به این فکر میکنم: همین که بابام ازم راضیه برام یه دنیا می ارزه. هروقت اسمم میاد خوشحال میشه و جدی دوستم داره خودش خیلیه ، خیلی...
خدارو شکر، خودت همه مونو کمک کن که شرمنده زحمتای خانواده هامون نشیم.

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.