#دلتنگی

پ
پری ۸ سال پیش
پیام

کـجـا بـایـد بـرم یـه دنیـا خـاطـرت تـورو یـادم نـیـاره کـجـا بـایـد بـرم کـه یـک شـب فـکر تـومنـو راحـت بـذاره چـه کـردم با خـودم مـرگـو زنـدگـی بـرام فـرقـی نـداره ...
محـاله مـثل من توی این حال بد کسـی طـاقـت بـیاره...
کجا بایـد برم که تو هـرثانیـه ام تورو اونجا نبینـم؟!
کـجا باید برم که بازم تا ابـدبه پـای تو نشینم...
قراره بعد تو چه روزایی رو من توتنهــایی ببینم...
دیـگه هـرجـابرم چه فـرقـی مـیکنه از عشـق تو همینــم...
#لاتاری

K
Kian T a n h a ۸ سال پیش
پیام

<این دیوونه باز از کوره در رفته...>
هر صبح که خورشید آید نور گستراند
سوالی داردم امروز چه می خواهی؟
هر صبح که ابر آید بارانی آورد
سوالی داردم امروز چه می خواهی؟
پاسخِ آفتابی و ابری من
خواسته یِ هر روز تکراری من
داشتنِ تو تا ابد خواهد بود
آرزو را تلاش می بایدش
تلاش را آنکه نیمه باشدش
من که نه نیمه و نصف نیمه ا�
حد تلاشم پاسخ خورشید و ابر
خوشبختی تو آرزوی دیگر است
از منِ نیمه نه، نصفِ نیمه نه، هیچ نیمه ا�
ک م

K
Kian T a n h a ۸ سال پیش
پیام

<آرزومی>
از اینجا شروع شد
رو یکی از نیمکت های پل نشستی�
سرمو کج کردم بذارم رو شونه ت
عصارو نشون دادی
گفتم این دفعه غلافش کن
 بذار این بار
پام از گلیمم فراتر بره
 بذار آروم ش�
آروم گرفت سرم رو شونه ی تو
سر تو رو سر من
از سرم زیاده ولی بازم بیا به خوابِ من
ک م

K
Kian T a n h a ۸ سال پیش
پیام

<یادت به طغیان می کِشد هر شب دل دیوانه را>
در نبودنت
حجم بودنت اونقدر زیاده
که حسابش از دستم میره
اونقدر زیاد که خودم خسته میش�
ی وقتایی میگم برو ی هوایی عوض کن زود برگرد
ی وقتایی خودزنی میکن�
چقد هستی و نیستی
کاش عکس چشمات
 پلک میزد برام...
ک �
پ ن:
دلم تنگه برات میدونی
رو شمارت چن شبه زوم�
دیگه رو اعصابت نمیر�
دیگه هرچی بگی همونه
دلم تنگه واسه ی گیرات
خیلی دوست دارم دیوونه
دوست دارم بخدا تا وقتی بمیر�
دوست دارم تا نگی بخشیدی نمیر�
دوست دارم چند شبی خیلی گریه کرد�
دوست دارم وای الهی دورت بگرد�

K
Kian T a n h a ۸ سال پیش
پیام

<عمریِ غم تو دلم زندونیه،دل ِمن زندون داره تو میدونی>
در فراقِ تو شمعی روشن است
نام شمع قبل از شکستن دل بود
پروانه ای بودی که با بال زدن
شعله ور کردی دردِ پنهانی که بود
مرهمِ زخم هایِ شمعِ بینوا
 پروانه ای که من میشناختم بود
پروانه بودن صبر میخواهد همش
انتظار نغیر از مهربانی تو بود
کم بود این شمع برای تو، اما شیدا
پروانه را با شمعِ کم سو نیست قرار
ک م

i
پیام

منکه هیچگاه مخاطبت نبودم!!
درپس تمام ناعادلانه هایت
ومیان آن الفاظ شیرینت!!
بی معرفتم ؟باشد! شایداگربامنی اما..
من ندانم توکه ای ؟یاکه اصلاکیستی؟
عشق بود یاکه دیوانه گری ازسمت من!!
ننویس کلامی دگر ازمن...عمریست مرده آنکه هوس
نطق تومیکرد..
S♡M