اینو توی مقتل لهوف سید بن طاووس خوند�
واقعا قلبم درد گرفت
اون لحظاتی که امام حسین داشت شهید میشد شمر به خولی (لعنت اله علیه) گفت برو کار حسین رو تموم کن
خولی خنجرش رو درآورد رفت بالای سر امام ایستاد ... ولی هرکار کرد نتونست خودشو راضی کنه
برگشت، شعد از اون سنان (ملعون دو دنیا) رفت بالای سر امام حسین نیزش رو کشید و توی گودی گلوی امام فرو کرد و کشید بیرون و فرو کرد توی سینه اما�
امام بلند شد نشست خون گلوش رو توی دستاش ریخت و به صورتش مالید وگفت دوست دارم خدای خودم رو با این حال زیارت کن�
جایی شنیدم صحنه عاشورا و مخصوصا اون ساعتی که امام علیه السلام توی گودال قتلگاه جون دادن هر روز برای امام زمان مجسم میشه
واقعا لقب "خون خدا" برازنده شماست آقا