اقا نصفه شب خوابیده بودم دیدم صدای خرس میاد! پاشدم دیدم مادر محترم دارن خرناس میکشن! ده بیست بار صدا زدم : مامان ؟ عزیزم ؟ مامی ؟ مامان خانوم ؟ ....بیدار نشد که نشد ! گفتم بزار زیر سرش رو درست کنم . تا دست زدم به بالش پا شد با یه حالت خیلی ترسیده گفت : تو کی هستی ؟ گفتم منم مامان خرناس میکشیدی ! گفت : روانی چرا همچین میکنی ترسیدم ! خب صدام کن !!!
من :-|
خفاش های شب :-|
جیرجیرک ها :-|
سوسک خدابیامرز توی دستشویی (بعد از این واقعه رفتم دستشویی یه سوسک دقیقا تو دمپایی بود ندیدمش پا گذاشتم روش له شد ! ):-|