F
F.s@R.f ۱۳ سال پیش
پیام

امروز دلم بیشتر از دیروز و هروقت دیگه برایت تنگ شده...
بگذار یک امروز را من حرف بزنم...
از بغضی بگم که سالهاست شکنجه میدهد گلویم را!
از قلبی بگم که دوست ندارد بتپد!
واز نگاهی که منتظر در است!!!
منتظر در است تا شاید فرشته ی مرگ بیاید و جان تنهایم را بگیرد...شاید تو هم مثل من،درآن دنیا منتظرم باشی...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.