یه شبی با عشقم تو خیابون قدم میزدم،هیچی نمیگفت ،فقط به حرفام گوش میکرد،واونم هی میگفت دوست دارم کمی ناراحت شدم،بهش گفتم چرا حرف نمیزنی ،فقط میگی من دوست دار�
میگه من به جز دوس داشتنت چی بگ�
تو دلم گفتم خدایاشکرت بابت این نعمتت
پس به سلامتی عشق های واقعی