گ
گل باقالی سغید ۱۳ سال پیش
پیام

چون منصور حلاج را بردند تا بر دار کشند یکی از یارانش گریان پرسید:عشق چیست؟
منصور لبخندی زد و گفت:امروز بین،فردا بین،باز پس فردا بین!
پس در آن روز بکشتند و دیگر روزش بسوختند و روز سوم خاکسترش را بر باد دادند....

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.