شازده کوچولو پرسید : دوست داشتناتو میخوای ببری تو گور باهاشون چیکار کنی که ابرازشون نمیکنی؟!
روباه گفت : من دیگه دوست داشتن ندارم .
شازده کوچولو گفت : مگه میشه ؟!
روباه گفت : آره ..همه دوست داشتنامو دادم به یکی
ولی اون گمشون کرد.
حالا هم هر جا دنبالشون میگردم پیداشون نمی کنم.