حکایت
خری به درختی بسته بود.
شیطان خر را باز کرد.
خر وارد مزرعه همسایه شد و تر و خشک رابا هم خورد.
زن همسایه وقتی خر را در حال خوردن سبزیجات دید ؛تفنگ رابرداشت ویک گلوله خرج خر نمود و کشتش.
صاحب خر وقتی صحنه را دید ؛عصبانی شد و زن صاحب مزرعه راکشت.
صاحب مزرعه وقتی با جسد خونین همسرش روبرو شد
صاحب خر را از پای دراورد.!
به شیطان گفتند چکار کردی؟!!!.
گفت من فقط یک خر را رها کردم!
نتیجه:هرگاه میخواهی یک شهر را خراب کنی خری را آزاد کن!