<p>
تبریز عزیز باز هم لرزیدی؟
سردت که نبود از کسی ترسیدی؟
جان و دل و مال و هرچه داریم همه
گفتم که فدای تو مگر نشنیدی
گفتند زمین خوردیو دردی داری
قربان قدت خوبی ؟ الان خوابیدی؟
چشمم کف پات چشم خوردی حتما
آنقدر که زیبا و رها رقصیدی
در باغچه ما که هزاران گل بود
نامرد فلک غنچه چرا میچیدی؟
تبریز عزیز بادلم آمده ا�
دیر آمده ام ؟ بگو مرا بخشیدی </p>