قراره اول بود سنگین بود با�
یه چرخ باهم زدیم بعدش سریع گودبای
موقع خدافسی بش گفتم به همدیگه میای�
اونم به چشمک زد گف به امید دیدار
اون شب من نخوابیدم اصن
نه!گفتم آروم نمیشم تا حرفامو بش نزن�
نوشتم میشه فقط مال من باشی
میشه ستاره بکنی توی شبم نقاشی
تکست داد گفت آقای محتر�
از الان به بعد تویی بابای دختر�
همه چی باهم شد خود به خود جور
گفتم دوست دارم با اینکه یه خورده زود بود
#talk down